Ghazal 142

April 1, 1999
غزل ۱۴۲
For years my heart was in search of the Grail
What was inside me, it searched for, on the trail
سال‌ها دل طلـب جام جـم از ما می‌کرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمـنا می‌کرد
That pearl that transcends time and place
Sought of divers whom oceans sail
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون اسـت
طـلـب از گمـشدگان لب دریا می‌کرد
My quest to the Magi my path trace
One glance solved the riddles that I Braille
مشـکـل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو بـه تایید نـظر حل مـعـما می‌کرد
Found him wine in hand and happy face
In the mirror of his cup would watch a hundred detail
دیدمـش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونـه تـماشا می‌کرد
I asked, "when did God give you this Holy Grail?"
Said, "on the day He hammered the world’s first nail!"
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گـفـت آن روز که این گنـبد مینا می‌کرد
Even the unbeliever had the support of God
Though he could not see, God’s name would always hail.
بی دلی در هـمـه احوال خدا با او بود
او نـمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
All the tricks of the mind would make God seem like fraud
Yet the Golden Calf beside Moses’ rod would just pale.
این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا
سامری پیش عـصا و ید بیضا می‌کرد
And the one put on the cross by his race
His crime, secrets of God would unveil
گـفـت آن یار کز او گشت سر دار بلـند
جرمـش این بود کـه اسرار هویدا می‌کرد
Anyone who is touched by God’s grace
Can do what Christ did, without fail.
فیض روح الـقدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مـسیحا می‌کرد
And what of this curly lock that’s my jail
Said this is for Hafiz to tell his tale.
گفتمـش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفـت حافـظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد