Ghazal 300
January 18, 2000If a thousand enemies are intent on my demise
With you as my friend, fear won't arise.
With you as my friend, fear won't arise.
هزار دشمنـم ار میکنند قصد هـلاک
گرم تو دوستی از دشمـنان ندارم باک
گرم تو دوستی از دشمـنان ندارم باک
I'm alive with the hope of union with thee
Every moment I fear death, otherwise.
Every moment I fear death, otherwise.
مرا امید وصال تو زنده میدارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
Breath by breath, your scented breeze I must inhale
Moment by moment, from sorrows exhale my cries.
Moment by moment, from sorrows exhale my cries.
نفـس نفـس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
Only dreaming of you, go to sleep my two eyes
Patiently longing for thee, my heart to itself lies.
Patiently longing for thee, my heart to itself lies.
رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات
بود صـبور دل اندر فراق تو حاشاک
بود صـبور دل اندر فراق تو حاشاک
اگر تو زخم زنی به کـه دیگری مرهـم
و گر تو زهر دهی به کـه دیگری تریاک
و گر تو زهر دهی به کـه دیگری تریاک
بـضرب سیفـک قتـلی حیاتـنا ابدا
لان روحی قد طاب ان یکون فداک
لان روحی قد طاب ان یکون فداک
Don't pull away your rein when you cut me with your sword
My head is my shield, while my hand your saddle-strap ties.
My head is my shield, while my hand your saddle-strap ties.
عنان مپیچ که گر میزنی به شمشیرم
سـپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک
سـپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک
Where can we see your face just as you are, true and pure?
Each based on his own grasp can realize.
Each based on his own grasp can realize.
تو را چنان که تویی هر نـظر کـجا بیند
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
Indigent Hafiz is the apple of people's eyes
At your door, prostrated, your vision espies.
At your door, prostrated, your vision espies.
بـه چشم خلق عزیز جهان شود حافظ
کـه بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک
کـه بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک